از وقتي رفته اي ،
فقط قهوه تلخ مي نوشم ،
ته هيچكدام از فنجانهايم ،
فال آمدنت پيدا نيست !
در بحبوحه اين همه سياهي ،
كجــــــا مانده اي پس ؟
دلم همچو آسمان ،
پر از ابرهای بارانیست ،
ای کاش دلم امشب بگرید،
شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند...